X
تبلیغات
سکوت فریاد...

بره­های این حوالی گرگ ها را می­درند

ماهیان شهر ما از کوسه هم وحشی­ترند

زاغ­های بی صفت جای کبوتر می­پرند

زنده­ها هم آبروی مرده­ها را می­برند...

سلام...

این روزها...شاید...فرصت...کم باشد...برای بودن...برای دیدن...

تا هستم می خواهم ...ببینم...بشنوم...دوست داشته باشم...

شاید من هم...جز...زاغ ها باشم...

حلال کردن...سخت نباشد...اگر روزی شنیدید...

اناالله و انا الیه راجعون...

 

بارالها اجلم را تو به تاخیر انداز

چند روزی است دلم تنگ فاطمیه...فاطمیه...فاطمیه...

...

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...

ع.م

پ.ن:

دوست داشتن را از دوست داشتنت

دوست دارم...ن.ا



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

دلا وا کن حریم کبریائی را؛

برای عشق نجوا کن؛

نجوایی خدایی را...

imagesca42wfn7.jpg

 

شنیدند مردم... از تبار فاطمه(س)...بانویی میآید...استقبال کردند...

دیدند...مطمئن بودند...می شناختند...ولی...

سری به نیزه بلند است...خدا کند ...خدا کند...خدا کند...

ع.م

پ.ن:

تو میدانی...

هستی که هستم...ن.ا

 



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |
سلام...

نمیدانم چرا الان...

...

پیش بیا

این روزها

بیشتر از همیشه

به این پیشآمد

نیاز دارم...

داد از این طرز مسلمانی که هرکس در نظر

قبله را می جوید اما از خدا برگشته است

چقد دور افتادیم...دو نفر ...در زیر دست و پا جان دادند...

شدم­ام ابر که با گریه فرو بنشانم

آتش صاعقه­ای را که خود افروخته­ام

...

ع.م

پ.ن:

از وقتی یادم نیست

دوستت داشتم

حتی قبل تر ازوقتایی

که یادت نیست...ن.ا



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

سلام...

بدون شرح...

أشهَد أن فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الکبری

 و حجة الله علی الحجج

فاطمه(ص): علی جان برایم قرآن می خوانی؟

علی(ع): کدام سوره را بانو؟

فاطمه(ص): یس...

علی(ع): چرا یس؟

فاطمه(ص): از پدر بزرگوارم شنیدم که سوره یس را بر محتضر بخوانید...

علی(ع): ...

فاطمه(ص): بخوان ای مظلومترین مرد عالم...

علی(ع): بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ...

فاطمه(ص): خدایا...

علی(ع): یس...

فاطمه(ص): اشهد ان لا اله الا الله...

علی(ع): وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ...

فاطمه(ص): اشهد ان محمدا رسول الله...

علی(ع): إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ...

 فاطمه(ص): اشهد ان علیا ولی الله...

علی(ع): عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ...

فاطمه(ص): ...

علی(ع): انا الله و انا الیه راجعون...

...

نقطه...ته خط...عمر مادر...

نقطه...سرخط...غربت پدر...

...

لعن الله عدوک یا علی...

همدیگه را دعا کنیم...

پ.ن: قسم به قلم و هر آنچه که می نویسد...جوهرها همه خشکند...

اگر اجازه مادر نباشد...

یا علی مدد



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

معاویة ابن وهب تعریف می­کرد : 

روزی برای ورود به محضرِ امام صادق (ع) اجازه خواستم.

اجازه ورود دادند.

وارد شدم، در حالی که امام (ع) در سجاده نماز مشغولِ نماز بود.

پس از نماز، امام سر بر سجده گذاشت.

شنیدم که با پروردگارش مناجات می­کرد و می­گفت:

...

خدایا!

بارالها!

رحمت خاصه‌ات را

بر صورت‌هایی که در عزای اباعبدالله الحسین در زیر آفتاب سوختند،

و بر گونه‌هایی که بر ضریحِ اباعبدالله قرار گرفتند،

و بر چشم‌هایی که اشک‌شان برای ما سرازیر گردید،

و بر دلهایی که برای ما بی­طاقت شد و آتش گرفت،

و بر ناله‌ و فریادهایی که برای ما زده شد

ارزانی دار. 

خدایا!

من

آنها و بدنهایشان را به تو می‌سپارم

تا در عطشِ روز قیامت

در حوض کوثر

یکدیگر را ملاقات کنیم.

 

dkreomokv9gc0lxcf69e.jpg

پ.ن:

خوش به حالشون

دلِ پر... بغض...بغض...بغض

به دادم برس

دوباره ضامن من مي­شوي امام رئوف؟

عجيب در سفر ِكربلايِ خود گيرم...

 

***

اگر قرآن نمی خواندی برایم

کنار نیزه ات جان داده بودم

 



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

یک دم نگاه کن که مرا زیر و رو کنی

باید عوض شد آدم تو فرق می­کند

 

تنها کمی به من نظرلطف می­کنی؟

آقای مهربان! کمِ تو فرق می­کند

e01e36qs9vlpfrz3mb0u.jpg

آقا اینبار چقد دیر گذشت!

 

گوشه­ی دنجی، درد دلی، ...

 



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

می­دانی بهترینم؟ مغزم اشباع شده، نمی­دانم مشکل از مغز منه یا چیز دیگه­ای. چقد دوست دارم 

درِ مغزم رو ببندم و جدا از همه سبک سنگین کردن­ها، دل مشغولی­های ملال­آور، قیل و قال­ها، تنگی نفس و ... تو را ببينم

خدايا بدجوري قروقاطي شده­ام

یواشکی! شاید خودت هم ندانی چقدر دوسِت دارم...اما...

چقدر ساده...چقدر ساده

g3lwt92hlvys9znnnidh.jpg

جمله جمله به زبون میان و کلمه کلمه، تکه پاره و گنگ به کاغذ

 



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

این روزها چقدر دلم برای دلم تنگ است...

تو نبشت:

حلالیت...

او نبشت:

شرمنده ام...بی تو نفس می کشم هنوز...

همین...

ع.م



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

یقول ربّک :
إصبِر لِحُکمِ رَبِّک فَإنّکَ بِأعیُنِنا؛

صبر کن به حکم خــدایت
که تو منظور نظر مائی!

a6ux15nzzgogjvu403ny.jpg

 



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |

در سراشيبي

كه هر دم

از پشت سنگي مي‌پرد بالا

و حتي

حجم لمس پلك‌ها پيداست

صريح معني اميال

                           مگر اقبال!

و وقتي بي‌ثباتي

مي‌گشايد هر قدم قفلي

چه بي‌فكري اگر لب‌ها

براي ارزشي موهوم

شياري را در اين راهي

كه هر دم

                    انتها در پشت هر سنگي است

                                                                  بنشاند

 * * *

آن دم كه خواست حبّ علي از دلم رود

اي خالق جهان به دمي جان من ستان

fezjw1w60444f2hq8oo.jpg 

پ.ن: اين زورق بشكسته و اين موج تو را مي‌طلبد...

التماس دعا



تاريخ : | | نویسنده : 110و213 |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.